X
تبلیغات
وبلاگ اختصاصی فرج اله سلحشور

وبلاگ اختصاصی فرج اله سلحشور

معرفی سایت موسسه تبیان فیلم

برای اطلاع از برنامه ها و مصاحبه های  اینجانب به سایت  موسسه تبیان فیلم مراجعه فرمائید

برای وردود به سایت تبیان فیلم

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1392ساعت 13:46  توسط فرج اله سلحشور   | 

شکایت فرج اله سلحشور از روزنامه همشهری

در مورد شكايت فرج‌الله سلحشور ؛( در مورد  نشر اکاذیب در مورد آقای سلحشور مبنی بر محکومیت ایشان به سه سال زندان و پرداخت جریمه نقدی در رابطه با سرقت ادبی ! )
مدير‌مسئول روزنامه همشهري مجرم شناخته شد

خبرگزاري فارس: هيئت منصفه مطبوعات استان تهران، مدير‌مسئول روزنامه همشهري را در مورد شكايت فرج‌الله سلحشور با اكثريت قريب به اتفاق مجرم دانست.

به گزارش خبرگزاري فارس، جلسه رسيدگي به كيفرخواست مطروحه عليه مدير‌مسئول روزنامه همشهري روز يكشنبه 28 شهريور در شعبه 76 دادگاه كيفري استان به رياست قاضي مدير خراساني و با حضور اعضاي هئيت منصفه مطبوعات برگزار شد.

بنابر اعلام روابط عمومي و ارتباطات دادگستري كل استان تهران، هيئت منصفه مطبوعات استان تهران، مدير‌مسئول روزنامه همشهري را به اتهام نشر مطالب خلاف واقع‌ در مورد شكايت فرج‌الله سلحشور با اكثريت قريب به اتفاق مجرم دانست.

ضمنا هئيت منصفه مطبوعات استان تهران با اكثريت آرا، متهم را مستحق تخفيف در مجازات دانست.

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8906281120

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 16:17  توسط فرج اله سلحشور   | 

پاسخ سلحشور به نامه نوری زاد

بسمه تعالی

بیماری خطرناک نوری زاد

در اسلام عزیز شکل گیری شخصیت انسان ها را مرز هفده سالگی تعیین کرده اند . اگر کسی تا این سن انسانی مؤمن و متقی تربیت شد، شده است وگر نه بعد از17 سالگی ، اصلاح و رشد معنوی او با کرام الکاتبین است. ما زیاد دیده ایم انسانهای آلوده ای را که سال ها رنگ عوض کرده و لباسی متفاوت با باطن خود پوشیده اند، اما در نهایت به حقیقت خود برگشته و ذات خود را بروز داده اند .

گوگوش خواننده ی زمان شاه با همه ی مفاسدش یکی از آنهاست . پس از نزدیک به بیست و چند سال زن حاجی شدن و رعایت حجاب و عزاداری و خرج دادن برای امام حسین، توسط کیمائی به آمریکا گریخت و دوباره به فحشا و منکرات سابق خود مشغول شد . آقای مخلباف نیز پس از سال ها ظاهر مذهبی و پرداختن به آثار مذهبی در نهایت به ذات گروهکی خود برگشت و اینک همان راهی را می رود که قبل از هفده سالگی رفته بود، و اینک یکی از پیروان دکتر پیمان نبام محمد نوری زاد که چند سالی را در لباس خودی درآمده بود و دم از انقلاب و اسلام و فقاهت می زد، بالاخره فیلش یاد هندوستان کرد و به اصل جنبشی خود بازگشت و تمام زحمت های شهید آوینی را در کنترل و اصلاح رفتار واعتقاداتش به باد داد و این آقا که نتوانسته بود در عرصه ی سینما نامی دست وپا کند و نان میلیاردی سریال سازی هم نتوانسته بود او را سیرکند، سفره معاویه را چرب تر از سفره علی علیه السلام یافت و به اصل خود باز گشت و اینک شهرت را در هوچی بازی و بی حرمتی به ارزش ها یافته است .

 حقیر در حد بضاعت اندک خویش از باب ادای تکلیف به این آقا نکاتی را یاد آور می شوم که فردای قیامت شرمنده ی درگاه حق نشوم چرا که در کشور اسلامی بی تفاوتی در برابر هتاکان و مهاجمان به ارزش ها و باورهای دینی خشم خداوند را در پی خواهد داشت . بنده به این آقا عرض می کنم شما در جایی اشکالات و ایرادات خود را انتقاد از باب دوستی قلمداد کرده اید . آری دوست خوب آنست که معایب و اشکالات دوست را بگوید. اما یک نکته را فراموش   کرده ای که برای ملتی مسلمان سخن می گویی که اصل این حدیث را می دانند. دوست آنست که معایب دوست را به خود او بگوید نه در انظار و بر بام ماهواره و رسانه فریاد کند . این که تو می کنی هم افترا و اهانت است ، هم دروغ و تهمت و هم دشمنی و عداوت. این گونه در پرده دین پنهان شدن و در غالب دوستی اهانت کردن را نفاق رذیلانه باید خواند نه دوستی خیر خواهانه!

1- در اولین بند از نصایح داهیانه و حکیمانه خود!! فرمودید چرا مقام معظم رهبری مسئله خودی و غیر خودی را مطرح کردند؟!!

از شما می پرسیم آنها که در سفارتخانه های مختلف سازماندهی شده و 31 سال است توطئه می کنند و بلوای 88 را به پا کردند خودی بودند؟! آنها که خانه ها و مغازه ها و اموال عمومی را به آتش کشیدند خودی بودند؟! آنها که برای بیگانگان جاسوسی می کردند و قصد نابودی این مملکت را داشتند خودی بودند؟! آنها که میلیاردها میلیارد از سرمایه مردم را به جیب خود و آقازاده ها و بستگانشان سرازیر کرده اند خودی هستند؟!! آنها که به فحشاء و منکرات دامن می زننده ، شیطان پرستان ، آمریکا پرستان، اسرائیل پرستان ، آیا خودی هستند؟! آنها که به نوامیس مردم تجاوز می کنند خودی هستند؟ آنها که با ترویج و جانبداری از هنر ابتذال، فرهنگ و اعتقادات و ایمان و اخلاق جامعه را نشانه رفته اند خودی هستند؟ آیا بمب گذاران و تروریست ها خودی هستند؟ عیاش ها و شرابخوارها و قماربازها خودی هستند؟ !

آقای نوری زاد اگر اینان که شما می فرمایید نباید غیر خودی خوانده شوند پس حتماً غیرخودی ها ، مؤمنین و رزمندگان و خانواده های شهدا و محجبه ها و نمازخوان ها و علما و عرفا ، دانشمندان و مخترعین ، قاریان و حافظان غیرخودی هستند!!! آیا جز این است؟! یک راه دیگر نیز وجود دارد که برخواسته از شخصیت و تفکر امثال توست و آن اینکه همه این جانیان و خاطیان با این مؤمنین و صالحان یکی هستند؟! نه آقا ، یک نکته را شما بدان؛ رهبر انقلاب امام خمینی و امام خامنه ای حرف ما ملت را می زنند. اگر آنها هم مرز خودی و غیر خودی را مشخص و مطرح نمی کردند این مردم خودی و غیر خودی را خوب می شناسند. کسی حق ندارد مؤمنین و صالحین را با اراذل و اوباش و آلوده ها و وابسته ها یکی کند. از امام و رهبر بالاتر خداوند است که بین مؤمن و کافر ، گناهکار و بی گناه، پاک و ناپاک تفاوت قائل شده و آنها را خودی و غیر خودی خوانده است.

2- در دومین انتقاد گفته اید جو جامعه برای مردمی که با رهبر انقلاب همراهی می کردند نا امن شد!!! یعنی جو پلیسی و ارعاب برای دهها میلیون انسانی که در مساجد و هیأت ها در تظاهرات ها و انتخاب ها شرکت می کنند نا امن است،  یا برای کسانی که بدنبال فساد و فحشاء و بدنبال چپاول و غارت و بدنبال خیانت به مملکت و وابستگی به بیگانه هستند نا امن شد؟!! آقای نوری زاد، اگر نمیدانی بدان ؛ قانون خداوند بر اینست که جامعه ی مسلمین برای مؤمنین و صالحین امن وبرای خطاکاران نا امن باشد .از قضا اعتراض ما مردم به مسئولین جمهوری اسلامی اینست که  ، خطاکاران و خائنان و غارتگران و وابستگان فکری و فرهنگی چرا در این جامعه امنیت دارند و کسی با آنها کاری ندارد؟! چرا امثال تو که با حرافی ، لفاظی ، قلم بازی، خیانت و تخریب خود را انتقاد و دلسوزی قلمداد می کنند در امنیت اند؟!!

3- با بخش اعظم اهانت نامه شما در بند 3 ببخشید در شمارگان!! 3 موافقم . اینکه بسیاری از گردن کلفت ها از زیر بار قانون فرار می کنند، اینکه قانون بیشتر برای ضعفاست با شما موافقم اما دو مطلب ذهن مرا مشغول کرده ؛ یکی اینکه چرا قانون گریبان تو را که میلیاردها تومان از بودجه بیت المال را صرف ساخت فیلم کردی و بخش اعظم آن را هم به جیب زدی و فیلم های مثبتی هم نساختی ، قانون چرا یقه شما را نگرفت؟! دوم ؛ چرا آمریکا و اسرائیل و جنایتکارهای دنیا هم مثل شما از پاسدارها و نیروهای اطلاعاتی ما متنفراند؟ این به نظر شما عجیب نیست؟!

اما بند 4؛ تو درست می گویی. مسئولین مملکت مشغول اموری شده اند که آنان را از امور معاش و مبارزه با مفاسد بازداشت. اما می دانی آن امور چگونه به وجود آمده؟ آن امور توسط ایادی دست نشانه ابرقدرت ها و نوکران بی جیره  و باجیره مواجب آنان در داخل و خارج ایجاد شده است – مسئولین مملکت باید تمام توانشان صرف خنثی کردن توطئه هایی می شود که توسط مافیای قاچاق و مافیای فساد و فحشای ماهواره ای و رسانه ای برای مملکت درست شده است وصرف خنثی کردن ضربه هایی شود که نوکران بی جیره مواجبی مثل تو که خوراک تبلیغاتی برای دشمن درست کرده اند. ضمناً نگران آبروی جمهوری اسلامی هستید!!  اگر آبرو آنست که باید ابر قدرت ها و استکبار و اسرائیل آنرا تأیید کنند و اگر ارزش آنست که ایادی شیطان تعریف می کنند ارزانی خودشان و طرفدارانشان. جمهوری اسلامی همانقدر که از نظر ستمگران و دشمنان خدا و پیامبر مبغوض و منفور است از طرف پابرهنه ها و مظلومان جهان مورد تأیید و ستایش است. من به عراق، تاجیکستان ، سویه و لبنان و بعضی کشورهای دیگر سفر کرده و دیده ام که مردم آن کشورها چگونه ایران و حکومت ایران را ستایش می کنند و به ایران امید بسته اند. به کوری چشم کوردلان، ایران تنها کشور محبوب دنیاست و سمبل مقاوت و مبارزه با ابرقدرتها و استکبار .

آقای نوری زاد من احساس می کنم در زندان تو را چیز خور کرده و هم بندی هایت همه چیز را به تو وارونه گفته اند. الحمد لله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء – شکر خداوند متعال را که دشمنان ما را از احمق ها قرار داد. آقای نوری زاد بنده مثل تو و همپالگی هایت خیلی بلد نیستم حرف را در لایه های نفاق بپیچم و با استفاده از کلماتی با ظاهر فریبنده و موذیانه ، زشت ترین مفاهیم را چون سیاست بازان انگلیسی نثار این و آن کنم . این نامه که شما نوشته اید بزرگترین سند بر حقانیت رهبری  و انقلاب و بالاترین دلیل بر باطل بودن تو و امثال توست. زمان شاه زندانیان سیاسی در زندان رشد        می کردند و زندان جایی برای سازندگی و نیل به درجات معنوی بود . رجایی ها و باهنرها و طالقانی ها را که از زندان شاه دانشگاه ساختند به یاد داریم. اما می بینیم که زندان برای تو برعکس ، اگر عقل و درکی هم داشتی از تو گرفته است . چرا که تفاوت زندان شاه و زندان جمهوری اسلامی این  است که در آن زندان ، زندانی در حال مبارزه با ظلم و فساد بود و این یعنی خودسازی و رشد، در این زندان، زندانی خود مفسد و ظالم است، و لایزید و الظالمین الا خسارا. در آن زندان زندانی از حق دفاع می کرد . در این زندان با حق می جنگد و از باطل دفاع می کند .

5-بدیهی است مردم باید همیشه ابزار دست امثال تو باشند. هر گاه با شما همراه شدند فرهیخته ،شجاع و رشید اند و هرگاه بر شما باشند چاپلوس و عقب مانده!! در ضمن آقای احمدی نژاد شاید معایب زیادی داشته باشد اما یک وصله به او نمی چسبد ، و آن دزدی و چپاول بیت المال است. دزد آن کسانی بودند و هستند که تو اینک سنگشان را به سینه می زنی. هم خودشان و آقازاده هایشان چاپیدند هم جیب بستگانشان را پر کردند. آقای نوری زاد من نمیدانم این مطالب را چگونه تفسیر کنم. یا آگاهانه حق را وارونه جلوه می دهی یا مثل انسان های ناندرتال چند ماه زندان تو را چند هزار سال به عقب برده. در هر صورت خیلی پرت تر از آنکه به نظر می رسد حرف می زنی.

6- نگفتم مثل آدمهای ما قبل تاریخ که به تازگی از غار برگشته اند سخن می گویی. حرفهای تو در عین آزاردهندگی بیشتر به طنز شبیه است. نخبگانی که تو برایشان حسرت می خوری مملکت را دربست می خواستند در اختیار اربابانشان بگذارند و گذاشته بودند اما رهبری و مردم پس گرفتند. و نخبگان ناچار شدند خود به نزد دشمن بروند و از ترس مردم به دامن اربابانشان پناه ببرند. اگر باور نداری لااقل رادیو تلویزیون های بیگانه را گوش بده. هم خودشان بارها به نوکری و وابستگی خود اقرار کرده اند و هم اربابانشان تأیید کرده اند. نخبگان در دامن آمریکا و انگلیس اپوزيسيون تشکیل       داده اند . رب پهلوی وبیوه  شاه هم با آنها همراهی می کند. و همه ضد انقلابان خارج نشین هم دورشان جمع شده اند!

7- در بند 7 به تو حق می دهم. هر مجرمی خودش را بی تقصیر می داند و می گوید من بی گناهم و به دلایل واهی به زندان افتاده ام و کاری نکرده ام. ولی تعدادی از هم بندی های شما نامردی کردند. به گناه و خیانت خودشان به وابستگی هایشان به سفارت انگلیس و سوئیس و پول گرفتن و فریب خوردنشان اقرار کردند. ای کاش شما پیش آنها بودید و مانع اقرار کردنشان می شدید!!! این هم بندی های نالایق و بی عرضه با اقرارشان باعث شدند که حرفهای شما هم دروغ از آب درآید!!

بند 8 ؛ آقای نوری زاد یک اتفاق بدی که در جمهوری اسلامی افتاد اینکه متأسفانه هر کس که مشهور شد گو اینکه  پروفسور و مجتهد و عارف و مخترع و معلم اخلاق هم شد! باور نداری گوینده ها و مجریان تلویزیون را ببین . خود را بالاتر از همه کسانی می دانند که در حال مصاحبه با آنها هستند . خواه طرف فوتبالیست یا خواننده و هنر پیشه باشد ، یا عالم و دانشمند دینی یا ... این بیماری به نویسنده ها هم سرایت کرده . هر کس که قلم خوبی دارد و بیانی گیرا ، گمان می کند این خوب قلمیدن و خوب حرافیدن نشان عالم بودن و فهم و درک بالاست. از جمله خود شما که گمان می کنید همه خبرگان و مجتهدان و مراجع از جمله رهبری با عرض پوزش و شرمندگی باید در محضر شما تلمذ کنند، و برایتان بسیار بسیار عجیب و حیرت آور است که چرا نمی گذارند راه را از چاه نشان آنها بدهید! مخملباف هم مثل شما بود. وقتی شنید استاد علامه محمد تقی جعفری بناست برای جمعی از بچه های حوزه هنری سخن بگوید گفت : استاد جعفری برای من چه دارد که بگوید . نه آقاجان ! یابو ورتان ندارد. ما آدمهایی که قلم زیبا داشتند و جملات زیبا می نوشتند زیاد دیده ایم که پشت جملاتشان یک شاهی ارزش و صحت وجود نداشت. اشکال کار اینجاست که تو طرفدار افکار گروهکی ها هستی . گروهک های منحل و مضمحل شده . وقتی همه چیز را با عقل محدود در چهارچوب محدود می سنجی هیچ چیز با یکدیگر جور در نمی آید.

9- یکی از گروه هایی که باید صدا و سیما را اصلاح می کردند هنرمندان و فیلمسازان بودند. تو یکی از آنانی ، به جز اینکه میلیاردها تومان از بودجه بیت المال را هدر دادی و جیب خود را پر کردی کار دیگری نکردی؟ تنها کار شاخص جنابعالی در فیلمها و سریال ها برتری دادن ایرانیت بر اسلامیت و همطراز کردن رستم با علی (ع) بود !!!

10- مثال حیوان درنده ای را که به هاری مبتلا شده بود اینجا صدق می کند. به اقرار همه همفکران آن سو و این سوی مرز ، آقای احمدی نژاد با همه اشکالاتش خاری است بر چشم دشمنان نظام. تا کنون نه با هیچیک از زالو صفتان و عربده کش های جهانی کنار آمده و نه ریالی به جیب خود سرازیر کرده. و در زمان ریاست او ایران به اندازه تمام سالهای بعد از انقلاب و به اندازه تمام دوران رؤسای پیشین، رشد و پیشرفت کرده و درجهان مظلومین و جهان قلدرها آبرو و عظمت کسب کرده. البته اگر بعضی ایران را قبول نداشته باشند و با پول فیلمهایی که می ساختند پسرشان  را به بهانه تحصیل به دامن آمریکا جان عزیز بفرستند بدیهی است ایران را لجنزار می بینند و آمریکا را کعبه ی آمال وبهشت موعود!!!.

11- روحانیت را ما هنرمندان منزوی کردیم. روحانیت را دشمنان خارجی با ماهواره ها و تبلیغاتشان و دشمنان داخلی امثال من و شما . ما بودیم که به جای روحانیت محور تبلیغ فرهنگی و اعتقادی مردم شدیم. توجه مردم را از روحانیت  و شنیدن  پیام و کلام او به سوی خود جلب نمودیم. آنها که هنر و هنرمند را در این مملکت بت کردند و بوسیله این هنرمندان و این ماهواره ها و فیلمها و سریالها روحانیت را به سخره گرفتند – روحانیت را مهجور و مظلوم کردند. روحانیتی که نه سینما و تلویزیون را داشت نه ماهواره و مطبوعات را. تا آمد به خود بجنبد دشمنان آن کردند که می بینیم. کار را به جایی رساندند که قورباغه ای مثل تو باید برای روحانیت ابو عطا بخواند.

12- در نابسامانی قوه قضائیه تردیدی نیست و امثال تو باید هم ضعف های آن را بر سر این مملکت بکوبید. اما فرق است میان کسی که سیلی قوه قضائیه و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی را خورده و فریاد به اعتراض بلند کرده و کسی که واقعاً نگران وضعیت نابسامان قوه قضائیه است . در اینکه بعضی از کله گنده ها و پارتی دارها و فامیل دارها از چنگ قانون می گریزند و قانون بیشتر شامل حال اقشار عادی و متوسط به پایین جامعه می شود ، در اینکه هنرمندها و سرشناس ها و اسم و رسم دارها از چنگ قانون می گریزند این نیز صحیح است. اما آقای نوری زاد شما هم از اسم و رسم دارها هستید ، هم ثروتمندید، هم هنرمندید، هم به رؤسا و مسئولین مملکت وصل هستید . شما چه شد که به چنگ قانون افتادید؟! بگذارید حقیقتی را برایتان روشن کنم  شاید بعضی از دزدان اموال عمومی و متقلب ها و پارتی دارها از چنگ قانون بگریزند اما یقین بدان که خائنین به مملکت و عوامل بیگانه نمی توانند . و اگر قوه قضائیه و رئیس آن تنها یک اقدام درست انجام داده باشند همین است که دست ایادی بیگانه و فریب خوردگان را در فتنه سال گذشته کوتاه کردند.  اگر در انتخاب رئیس قوه قضائیه اعتراض دادید، درانتخاب  رئیس بعدی سعی می کنیم  به مقام معظم رهبری پیشنهاد بدهیم که اول نظر شما را  بپرسند و سپس نظر آمریکا و انگلیس و اسرائیل را ، و بعد مسئول قوه قضائیه تعیین کنند !! آقای نوری زاد  به گونه ای قلم فرسایی و اظهار فضل می کنند که گویا همه عمر در مسند قضاوت بوده و آنچنان زیر و بم قضاوت را می دانی که احدی تا کنون به آن مقام نرسیده ..نمیداند.

آقای نوری زاد در پایان دو مطلبی را می خواهم یاد آوری کنم اگر منتظر مرگ هستی عجیب نیست.  هر موجودی که دچار بیماری هاری می گردد و به اطرافیان خود حتی به سنگ و چوب آسیب می رساند بدیهی است تنها راه نجات خود را در مرگ می بیند و بدش نمی آید که یکی او را از این بیماری خطرناک که خود او را بیش از همه رنج می دهد خلاص کند ولی نگران نباش . نه در مسئولین جمهوری اسلامی آن جرأت است که به خاطر حرف و حدیث های آن طرف آبها و      جو سازی رسانه هایشان تو را از شر خودت خلاص کنند، و نه در بچه مسلمانانی که زمانی هیبتشان لرزه بر اندام دشمنان      می انداخت و غیرت دینی شان را ابوذر و عمار حسرت می برد آن غیرت و همیت مانده که دهان تو را ببندند و لذا راحت باش هر چه می خواهی بگو . کسی نیست...

و نگران غربت جنازه ات نیز نباش . در آن سوی مرزها و در میان عمله حکره هایی که فتنه سال گذشته را به پا کردند آنقدر بوق و کرنای گوش خراش و هرچی گلو پاره کن و غوغا سالار هست که به سهولت از تو نیز یک پیراهن عثمان درست می کنند و بر سر اسلام و مسلمین می زنند و بازماندگان و هواداران نان به نرخ روز خورت تا سالها این پیراهن عثمان را برافراشته نگاه خواهند داشت . نگران نباش جنازه تو بیشتر به درد دشمن این مملکت می خورد تا خودت. تو فقط بمیر تا ببینی چه می کنند.... فقط نگران دستگاه سریع الحساب باش که در آنجا دیگر نه رادیو تلویزیون های بیگانه به دادت می رسند نه هوچی ها و غوغا سالاران می توانند برایت کاری کنند. والسلام علیکم و رحمه اله برکاته

                                                                                

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 13:18  توسط فرج اله سلحشور   | 

پاسخ سلحشور به بعضی مطبوعات بیمار

 

پاسخ سلحشور به بعضی مطبوعات بیمار

بعضی از روزی نامه های کذایی و معلوم الحال از اینکه آقای « ده نمکی » پاسخ بنده را نداده ناراحت اند. ضمن تشکر از آقای ده نمکی که تحمل انتقاد کردند و حرمت دوستی را نگه داشتند و نشان دادند که روحیه انتقاد پذیری دارند ، باید به این روزی نامه ها و مجلات که نان خود را از میان لجنزار اختلافات دیگران پیدا می کنند و با دو بهم زنی تفرقه می اندازد و حکومت می کنند! عرض کنم که بنده تنها انتقادی سازنده و دوستانه از کار یک برادر مسلمان کردم و ایشان هم اگر صلاح بدانند پاسخ می دهند و اگر نیاز نباشد می پذیرند. این اختلاف افکنی ها و دو بهم زنی ها ماهیت حقیقی شما را برملا می کند و نشان می دهد آنچه بنده در مورد ماهیت سینما و تلویزیون و روزی نامه و مجلات سینمایی می گویم پر بی راه نیست. از کوزه همان برون تراود که در اوست...  از شما که سر نخ هایتان جای دیگری است و عروسکهای عروسک گردانان آن سوی مرزها هستید انتظاری جز این نیست. باز هم از آقای ده نمکی به خاطر تحمل بنده تشکر می کنم و عرض می کنم ، به کوری چشم اختلاف افکنان، نیروهای معتقد به نظام و ولایت با یکدیگر همدل و هم سو هستند و طرح و توطئه های شما به حول قوه الهی تأثیری در این همدلی ندارد. 

                                                                                              

                                                            

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 13:18  توسط فرج اله سلحشور   | 

پاسخ سلحشور به شاکی و کارشناس پرونده یوسف (ع)

 بسمه تعالي 

پاسخ فرج اله سلحشور به کارشناس و شاکی  پرونده یوسف پیامبر (ع) :

 

در تاریخ 29 بهمن 88 آقای « عباس باب ویهی » مصاحبه ای با ایرنا داشتند و در خصوص کارشناسی انجام گرفته بر روی متن « آقای شهاب الدین طاهری » و اینجانب  فرج اله سلحشور توضیحاتی دادند که قابل تأمل است.

1-آقای باب ویهی فرمودند چهار ماه است که تحقیقات این کارشناسی ادامه دارد. پاسخ اینکه آقای باب ویهی وقتی متن آقای طاهری و متن بنده و نیز خود سریال موجود است  ( یعنی دزد حاضر و بز حاضر ) شما در چه موردی تحقیقات می کنید؟ هر عاقلی می فهمد که اگر این دو متن با یکدیگر مقایسه شود سرقت ادبی!! یا عدم سرقت روشن می شود و این مقایسه با بیست و چهار ساعت هم انجام می گیرد ، چهار ماه وقت لازم نیست!

2- و در بند دوم فرموده اند این سناریو دو هزار دقیقه است و کارشناسی یک کار فنی است و باید به دقت انجام شود. برادر ارجمند کارشناسی یک کار فنی است اما مقایسه دو کتاب و دو متن که کارشناسی نمی خواهد . هر کس که سواد خواندن و نوشتن داشته باشد می تواند بفهمد که این دو متن چقدر شبیه به هم هست یا نیست.

3- در بند سوم آقای باب ویهی فرمودند اظهارات متهم و شاکی پرونده نمی تواند ما را از راه عدالت خارج کند و در بند بعد فرمودند ما مرعوب نمی شویم و پایمان را از خط عدالت بیرون نخواهیم گذاشت و اگر کسی بخواهد غیر قانونی یا شانتاژ کند جای او در جمهوری اسلامی   نیست .

پاسخ : باید عرض کنم مطالب آقای باب ویهی کاملاً صحیح است اما باید دید چه کسی شانتاژ و یا تهدید می کند و غیر قانونی عمل می نماید. باید پرسید آیا بنده که اصرار دارم زودتر تکلیف این پرونده را روشن کنید و اگر بنده تقلب و سرقت کرده ام چرا زودتر اعلام نمی کنید، آیا این شانتاژ است یا شانتاژ کار شماست که یک مقایسه ساده را چهار ماه طول می دهید؟ آیا بنده تهدید کرده ام که بر علیه من تصمیم نگیرید و اقدامی نکنید؟ بنده که اصرار دارم زودتر نتیجه را اعلام کنید.

در جای دیگر فرموده اید سلحشور در نشستی جهت پاره ای سوالات شرکت نکرد.

پاسخ: من مگر به جز سناریوی نوشته شده خود حرف دیگری می توانم داشته باشم؟!  اگر تقلب صورت گرفته یا نگرفته همه چیز در خود سریال و فیلمنامه که هر دو در اختیار شماست موجود است . بنده باید چه چیز جز فیلمنامه بگویم؟ آقای باب ویهی شاید شما به دنبال چیز دیگری هستید که برای بنده پوشیده است. اگر جز این است چرا مقایسه این دو متن را انجام نمی دهید؟

در آخر مصاحبه ، آقای باب ویهی فرموده اند که مجبور شدیم با افرادی که در نگارش فیلمنامه مجموعه یوسف پیامبر (ع) از سال 80 همکاری داشته اند اطلاعات لازم را بدست آوریم.

از مطلب آخر بر می آید که آقای باب ویهی قبول دارند سناریوی مجموعه یوسف پیامبر (ع) نوشته شده – رو نویسی نشده ، در ثانی توسط یک نفر در یک مکان خلوت و دور از چشم دیگران هم نبوده، توسط جمعی بیش از سیزده نفر نگارش یافته . جهت اطلاعتان باید عرض کنم این متن از سال 79 تا 81 ابتدا از طرحی هشت صفحه ای ، سپس خلاصه ای 28 صفحه در بیست و هشت قسمت و سپس سیناپس 160 صفحه ای و بعد در فیلم داستانی سیصد صفحه ای و در پایان در سناریویی هزار و هشتصد صفحه ای نگارش یافت و تمام دست نوشته ها از ابتدا تا انتها موجود می باشد و این جمع سیزده نفره که متشکل از 3 نفر محقق ، 3 نفر کارشناس علوم قرآنی ، یک نفر مشاور فیلمنامه و 5 نفر فیلمنامه نویس از ابتدا تا انتهای این سه سال در کنار یکدیگر خط به خط را با یکدیگر نوشته اند و بنده بعنوان نویسنده بر اجرای سناریو نظارت داشتم و همه تحقیقات و اصلاحات جمع را اجرا می کردم.

در ثانی متن آقای طاهری را بنده به جز قسمت یازدهم آن اصلاً ندیده ام و کتاب آنرا هم اجازه ندادم که اصلاً وارد مجموعه محل کارم شود و آنرا بیرون انداختم.

سوال این است : آقای باب ویهی آیا این سیزده نفر حی و حاضر و شاهد موجود، سه سال با یکدیگر نشسته اند که از روی یک سناریو از آقای طاهری رو نویسی کنند؟!!!!!

و در اواخر سال 80 و بخشی از سال 81 به مدت یازده ماه این سریال در سیما فیلمی که بعضی از اعضای آن متن آقای طاهری را خوانده بودند مورد نقد و بررسی قرار گرفت. به همه این شواهد اضافه کنید نظارت استاد « پرورش » را که مدام مورد مشورت ما بود. با این همه می توانید بگویید همه این تلاش های شبانه روزی برای دزدی از یک اثر قرآنی صورت گرفته؟!!

اما مطالب آقای شهاب الدین طاهری : ایشان ادعا کرده که متنش را در سال 81 در اختیار آقای « لاریجانی » قرار داده و ایشان نیز به سلحشور داده اند . این دروغ محض است . آقای لاریجانی کتابی به بنده نداده اند . ایشان زنده و حی و حاضر هستند . در جایی دیگر گفته اند در سال 79 با آقای لاریجانی ملاقاتی داشته اند . این مطلب صحیح است چون نسخه خطی این سناریو ، آنهم  « قسمت یازدهم » را در همان سال آقای لاریجانی به بنده دادند. آنهم فقط قسمت یازدهم. بنده همه متن را هیچگاه ندیده و در اختیار نداشته ام.

در جایی دیگر آقای طاهری فرموده اند متن را در اختیار مقام معظم رهبری و .... جاهای مختلف قرار داده ام. مگر بحث بر سر خوب بودن یا نبودن متن شماست؟  شما بگویید چند نفر متن شما را با متن بنده مقایسه کرده و معتقد به سرقت ادبی بوده. آقای طاهری شما ادعا کرده اید که کلیات متن شما و بنده شبیه به هم است و بنده کلیات را از شما دزدیده ام و جزئیات را تغییر داده ام. اولاً که کلیات یوسف (ع) را در همه دنیا اگر همه نویسنده ها بنویسند جز آنچه که در کتب آسمانی و در قرآن هست نمی توانند چیز دیگری بنویسند پس اگر بنده تقلب کرده باشم ابتدا از روی دست خدا کرده ام که خداوند باری تعالی هم تا کنون از بنده به عنوان سارق قصه خود به هیچ دادگاهی شکایت نکرده . ثانیاً بهتر نیست شما به جای اینکه بگویید متن را به چه کسانی داده اید ، بگویید کجای جزئیات فیلمنامه ما از روی فیلمنامه شما نوشته شده؟!

در جای دیگر آقای طاهری گفته است پس از پخش مردان آنجلس در سال 77 در دیدار عوامل سریال با مقام معظم رهبری قرار شد که سلحشور به نگارش فیلمنامه حضرت موسی (ع) مشغول شود و سلحشور نگارش موسی را آغاز کرد. این نیز دروغ دیگر شماست . نگارش موسی را قرار شد آقای « سعید بهمن پور» انجام دهند و بنده کارگردانی کنم که از طرف عده ای از دوستان خودمان با کارگردانی حضرت موسی (ع) توسط بنده مخالفت شد و بنده به درخواست آقای لاریجانی ساخت و نگارش یوسف (ع) را آغاز کردم و اینکه از زبان آقای لاریجانی هم نقل کرده اید که ایشان گفته اند سلحشور، موسی را می نویسد برای ساخت موسی از متن شما استفاده خواهند کرد. این هم دروغ است . چرا که ایشان خودشان موسی را از من گرفتند و به دیگری دادند ، چگونه ممکن است به شما بگویند سلحشور موسی را می نویسد؟

در جای دیگر گفته اند آقای لاریجانی به سلحشور برای ساخت مجموعه یوسف (ع) ( از روی متن آقای طاهری ) پیشنهاد دادند. در حالی که بنده با آقای لاریجانی شرط کرده بودم که متن سریال یوسف را باید خودم بنویسم و بر روی متن دیگری کار نخواهم کرد و آقای لاریجانی چون اصرار کردند،  و یک قسمت از متن آقای طاهری ( قسمت یازدهم ) را به بنده دادند ، بنده هم به احترام آقای لاریجانی آن را خواندم و روز بعد به ایشان برگرداندم و گفتم این یک قسمت را قبلاً آقای طاهری به من داده بود و خوانده بودم ، این اصلاً سناریو نیست و شباهتی هم با داستان حضرت یوسف قرآن ندارد. و دیگر هیچ گاه متن و کتاب طاهری را ندیدم و نخواندم.

در جای دیگر گفته در سال 81 با تهیه دست نوشته ای از روی متن و ارائه به صدا و سیما قرارداد سی میلیون تومانی بست. این را نیز ایشان دروغ می گویند . آقای طاهری  از سادات دروغ به این بزرگی بعید است . ایشان از جد و جده بزرگوارشان در روز قیامت خجالت  نمی کشند؟ ایشان در همین مصاحبه گفتند در سال 79 بنده قرارداد نگارش یوسف را با سازمان بستم و 30 میلیون تومان هم گرفتم و خود ایشان بارها پیغام و پسغام دادند که چرا کار موازی می کنید؟ چرا دوباره کاری می کنید؟ این متن من که حاضر است ، چرا همین را کار نمی کنید ؟ این مطلب را بارها از طرق گوناگون از جمله از طریق پدر بزرگوارشان با بنده در میان گذاشتند که متن ایشان را کار کنم و متن جدیدی را ننویسم. بنده به ایشان و به ابوی محترمشان عرض کردم که یوسفی که ایشان نوشته اند اصلاً سناریو نیست! ایشان هنوز تفاوت توصیف و تصویر را نمی دانند ، چطور می توانند نویسنده متن مهم و ارزشمندی مثل حضرت یوسف (ع) شوند و ایشان می دانستند که من با آقای براهیمی و یک گروه سیزده نفره در حال نگارش هستیم و خیلی تلاش کردند که متن ایشان را کار کنیم اما تلاششان بی نتیجه ماندو حالا اینگونه انتقام می گیرند. در جای دیگر آقای طاهری گفته اند سلحشور برای نگارش سریال یوسف پیامبر (ع) از توراتی تحریف شده استفاده کرده است. و از طرفی مدعی هستند که از متن ایشان تقلب کرده ام . بنده به آقای طاهری عرض می کنم : بالاخره متن شما و من اگر شبیه به هم است باید هر دو متن از تورات تقلب شده باشد. اگر متن شما توراتی نیست پس متن من هم که از شما تقلب کرده ام توراتی نیست و اگر متن شما توراتی نیست و متن من هست پس این دو شباهتی به یکدیگر ندارند. و اگر بگویید هر جا متن بنده خوب است از شما تقلب کرده ام و هر جا بد است از تورات ، این هم با گفته های قبلی شما تناقض دارد!

در همین مصاحبه گفته اید بارها بر علیه سریال مصاحبه کرده اید و همه جای سریال اشکال دارد و کسی هم تا کنون جواب انتقادهای شما را نداده. یعنی شما مدعی هستید سریالی که پر از اشکال است از روی متن شما نوشته شده؟!!! من اصلاً به عقل شما شک دارم . اگر عاقل بودید چنین ادعایی نمی کردید.

در جای دیگر و در مصاحبه های مختلف گفته اید سناریوی خود را به صدا و سیما دادید ، رد کردند. که این را بخش فرهنگی سیما فیلم هم تأیید می کند که چند بار سناریوی شما را رد کرده .

فرمودید به حوزه هنری و ارشاد هم دادید جواب ندادند . شما نباید فکر کنید که علت این نپذیرفتن ها و رد کردن ها چیست؟!! فکر می کنید با شما عناد داشتند یا سناریوی شما سناریو نبود؟ من از نظر محتوایی نمی گویم ( که از نظر محتوی هم اشکال دارد ) منظورم تکنیک سناریو نویسی است.

در پایان شما در شکایت دوم خود گفته اید چرا سلحشور گفته است من سناریو نویس نیستم و...

آیا به راستی شما سناریو نویس هستید؟! آیا آموزش دیده یا دانشگاه دیده این رشته هستید؟! آیا قبلاً سناریویی از شما چاپ شده؟! آیا قبلاً تجربه کارگردانی یا دستیاری  داشته اید که به خود اجازه دادید از روی متن قرآن سناریو بنویسید؟!

آقای طاهری شما قرآن را به بازی گرفته اید. اگر کوچکترین اطلاعی از این هنر داشتید به خود اجازه چنین کاری را نمی دادید. بهتر نیست به جای ناراحت شدن و سر هم بندی و جنجال ، جواب این سوالات را بدهید؟!

آقای طاهری سریال یوسف پیامبر (ع) را بیش از صد کشور جهان دیده اند و علمای بزرگ و مراجع عظام از جمله آقایان جوادی آملی، مکارم شیرازی ، نوری همدانی و بسیاری از بزرگان از جمله مقام معظم رهبری از رسانه ها آن را تأیید کرده اند . و اگر بنده یا کسی جواب انتقادهای شما را نداده ایم به خود غره نشوید ، انتقادهای شما اصلاً ازرش پاسخ دادن نداشت. من گمان می کنم مقام معظم رهبری اگر گوش شنوا داشتید پاسخ شما را در ملاقات اعضای مجموعه یوسف پیامبر (ع) با ایشان دادند. فکر نمی کنم خود را عالم تر از ایشان بدانید.

در پایان عرض می کنم قیامت نزدیک است.

فرج اله سلحشور

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 12:49  توسط فرج اله سلحشور   | 

ماهیت امریکا

آیا ماهیت امریکا تغییر کرده است؟! 

آیا امریکا ماهیت عوض کرده؟ آیا خوی استعماری و جنایتکارانه خود را تغییر داده است؟ آیا امریکا در صدد ترویج و تحمیل فرهنگ خود از طریق رسانه ها بخصوص فیلمسازی ، به همه دنیا نیست؟ آیا صنعت فیلمسازی دنیا در دست صهیونیست ها نیست؟ آیا ماهیت فیلمسازی امریکا با ماهیت خود امریکا متفاوت است؟

اینها سوال هایی است که پاسخ آن را همه مردم دنیا از جمله مردم کشور اسلامی و انقلابی ما می دانند. اما مسافران خانه سینمایی نمی دانند . آنها مردم دنیا و این مرز و بوم را نادان تصور کرده اند این آقایان یا دست در کاسه سردمداران صهیونیست هالیوود دارند یا آمریکایی بودن و آمریکایی فکر کردن و آمریکایی فیلم ساختن را عیب  نمی دانند.

آیا مسئولین خانه سینما نمی دانند که فیلمسازی آمریکا بازوی فرهنگی و ابزار تحمیل و ترویج فرهنگ غرب به جهان و مهمترین وسیله تهاجم فرهنگ غرب به این کشورهای اسلامی و جهان است؟

این اهالی خانه سینما ، این میهمانان امریکا، آیا سینمای امریکا را وسیله تهاجم فرهنگی نمیدانند؟ آیا نظر مقام معظم رهبری در مورد تهاجم فرهنگی به ایران به سردمداران امریکا را قبول ندارند؟ چه شده که سینماگران ما با سربازان فرهنگی امریکا نرد عشق می بازند و نام آن را یک معادلۀ فرهنگ و سفر صنفی می خوانند و از مردم و مسئولین هم توقع دارند چشم بر هم نهند و خود را به حماقت بزنند و این خیانت و وابستگی آشکار و این رفیق دزد و شریک قافله بودن را نادیده بگیرند؟

نکته عجیب و دردناک این سفر را بشنوید؛ خبرها حاکی از آن است که این میهمانان ینگه دنیا و کعبه امریکا در کشور میزبان، با بی مهری و بی محلی روبه رو شده اند. به سختی سالنی برای پخش آثار خود پیدا می کنند و از کشور میزبان ، تماشاگری به دیدن آثارشان نمی آید ، به سختی سعی می کنند بعضی از ایرانی های ساکن آمریکا را با التماس برای دیدن فیلمها خبر کنند و در نهایت تعداد تماشاگران و مسافران اهالی خانه سینما به انگشتان دو دست نمی رسد که با یک دستگاه ویدئو پروژکشن فرسوده در عزلت و غربت در یک سالن کوچک به تماشای فیلم های خود می نشینند و جالب این که در گزارش سفر خود از استقبال بی سابقه و محبت های بی شائبه فیلمسازان شریف و هنرمندان فرهیخته امریکای عزیز!!!! دم می زنند و در صدد امضای تفاهم نامه و تولید فیلم مشترک با امریکا هستند!!! این پیروزی و این فخر بزرگ همکاری با امریکای عزیز!!!! بر همه مسافران معبد امریکا مبارک باد.!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 10:3  توسط فرج اله سلحشور   | 

شقشقیه:

شقشقیه

مسئولین این مملکت تسلیم شده اند. آنها پذیرفته اند که توان مبارزه با هجمه فرهنگی هنری دشمن را ندارند. آنها سینما و تلویزیون را با همه مفاسد خانمان بر اندازش پذیرفته اند و امید خود را از دست داده و تلاش خود را در جهت اصلاح وضعیت موجود متوقف کرده اند. بعضی از مسئولین این مملکت نه تنها تسلیم که از وضعیت فرهنگی هنری موجود ، حمایت هم می- کنند. این جای تأسف است تا  جایی که حتی بعضی از اعضای بیت رهبری هم این وضعیت را پذیرفته و از بعضی عناصر ناباب در تلویزیون حمایت بی قید و شرط می کنند و چشم را بر روی مفاسد آدمی مثل  « مهران مدیری » و دار و دستۀ او بسته اند و یار غار او در شبکه 3 شده اند و بعضی از اعضای بیت رهبری پای امثال « شریفی نیا » و غیره را به آن مکان مقدس باز کرده اند و از امثال او حمایت می کنند و یا رئیس جمهور به اشاره معاونش از « گلزار » که قانوناً و از طرف مسئولین حکومتی ممنوع الکار شده است حمایت می کند یا مسئولین ارشاد به فیلم هایی مجوز می دهند که سال ها به خاطر اشکالات محتوایی توقیف بوده اند.

مسئولین این مملکت رابطه هنرمندان را با سازمان سیا با سازمان سورس با سفارت انگلیس می بینند و دم نمی زنند. مسئولین این مملکت می بینند که تلویزیون و سینما بنیاد خانواده و اجتماع را از هم پاشیده اند اما سکوت می کنند. روحانیت، فساد علنی سینما و تلویزیون را می بینند و سکوت کرده اند. آنها می بینند که فحشا بیداد می کند و می بینند که این فحشا به خاطر بعضی دستورات و احکام اسلام است اما اقدامی نمی کنند. در این شرایط یا باید فریاد زد که اقدامی بر علیه مملکت است و دشمن از آن بهره برداری می کند یا باید با جریان موجود همراه شد و نان به نرخ روز خورد و دم فرو بست یا باید سکوت کرد. که این از حقیر بر نمی آید . از خداوند می خواهم که مرگ مرا برساند که شاهد این همه فساد و انحراف در محیط فرهنگ و هنر این مملکت نباشم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 13:8  توسط فرج اله سلحشور   | 

سوال:

خدمت همه عزیزانی که در این وبلاگ مطلب می نویسند اعم از موافق یا مخالف سلام عرض می کنم. از شما عزیزان یک سوال دارم . دوست دارم نظرات خود و دوستانتان را در پاسخ بنده برایم بنویسید. آیا دو زن داشتن حضرت یوسف (ع) بد آموزی داشت؟ آیا شما را ناراحت کرد؟ بعضی از طرفداران فمنیست ما را متهم می کنند که قصد ترویج چند همسری را داشته ایم. نظر شما عزیزان در این باره چیست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 9:34  توسط فرج اله سلحشور   | 

توجه 4 :

از عزیزانی که با لطف خود ما را شرمنده می کنند بسیار سپاسگزارم. اگر کمتر پاسخ محبت هایشان را می دهم از آن جهت است که به بیماردلان سینما و مطبوعات امکان بهانه جویی نداده باشم و آنها اینگونه گمان نکنند که بنده شیفته تعریف و تمجید ها هستم. امید است که بنده را عفو کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 11:40  توسط فرج اله سلحشور   | 

توجه3 :

توجه:

از همه خواهران و برادران عزیز عذرخواهی میکنم. بنده بعد از این، دیگر پاسخی به نظرات نمیدهم، مگر در موارد ضروری. زیرا که وقت بسیاری از بنده میگیرد. امیدوارم که دوستان ، بنده را ببخشند. از طرفی امثال شعبون استخونی یک آدم بیکار است که فقط میخواهد تمام روز و شب را وب گردی و بحث کند. بعضی از این آدمها به دنبال ایراد گیری هستند نه قانع شدن! دیدید که شعبون خیلی ساده لوحانه خودش را لو داد وگفت : تشبیه دهان چاه به دهان اژدها اصلا دیالوگ سریال نیست و او از خودش ساخته است. نظیر این دروغها را در همه جا شعبون گفته است. منابعی که برای آمار میدهد همه دروغ است. سایه روی دیوار ، وزن تابوت ، جا به جا شدن یوسف و زلیخا و .... همه دروغهای مکرری است که شعبون از خودش در آورده است. چون به دروغ ، مطالبی را ساخته پس بنا ندارد قانع شود. من و شما چندین بار پاسخ داده ایم اما او مثل آدمی که خودش را به خواب زده باشد بیدارش نمیتوان کرد. قانع نمیشود چون این دروغها را برای قانع شدن نگفته است. از شما خواهش میکنم اجازه ندهید این وبلاگ محل تاخت و تاز امثال این آدم ها شود. شما عوامل سینما را نمی شناسید. شأن شما بالاتر از این است که با اینان دهان به دهان شوید. موفق و موید باشید...

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 12:22  توسط فرج اله سلحشور   | 

جناب 202 : یقین بدان که رهبری این کشور اسلامی و علمای بزرگ و مراجع عظام بیش از شما می دانند و قرآن را هم بهتر و بیشتر از شما می فهمند. ای کاش می دانستی جماعتی که گفتند حسبنا کتاب ا... چه فرقه ای بودند و چه بر سر اسلام آوردند. بنده ادعا ندارم که فیلم بی عیبی ساخته ام اما در عجبم که چگونه امثال تو در برابر این همه آثار ضعیف و بد آموز و ضد قرآن و اهل بیت سکوت می کنند اما به یک اثر مذهبی که می رسند ، صدای وا اسلامایشان بلند می شود. اگر چه تردید دارم که با امثال تو برادر باشم اما با اکراه می گویم "برادرم" ، اگر امام در اوائل انقلاب از حرمت موسیقی و مقاومت در برابر موسیقی مبتذل سخن گفتند در اواخر عمرشان موسیقی غیر مطرب را برای آنان که تأثیر منفی نگیرند مجاز شمردند. بنده سی سال در وادی هنر بوده ام اما به لطف خداوند یک لحظه با جریان موجود همراه نبوده ام. به جای دقت در زیر گردن و جوراب زنان و برجستگی بدن آنان به کلیت مجموعه بنگر و ببین جامعه چه تأثیری می گیرد و چه برداشتی دارد؟

به نظر شما بهتر نیست که من هم آثار کنار ویلایی و دریایی و دختر و پسری بسازم؟ !! بهتر نیست یوسفی دیگر بسازم و فقط به بعد عشقی آن بپردازم؟! جناب 202 : این ره که تو می روی به ترکستان است ... در نهایت یا به راه طالبان ختم می شود یا به وهابیت عربستان یا به انجمن حجتیه و یا خوارج نهروان..

خداوند مردم را از شر مسلمانان عجیب الخلقه و نا موزونی چون شما حفظ کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 10:16  توسط فرج اله سلحشور   | 

توجه2 :

 ۲۰۲ عزیز:  شیعه تابع نظرات علما و آیات عظام است و هر کس خود را فراتر از آنان بداند به بیراهه رفته است، لطفاً نظرات آیات عظام : جوادی آملی ، مکارم شیرازی ، مقتدایی را در خصوص سریال از سایت سیما فیلم بخوانید.

آقای "فرهاد" ضمن تشکر از حمایت و محبت شما استدعا دارم دیگر مطلبی به جانبداری از حقیر ننویسید، بعضی گمان می کنند که ما با یکدیگر نسبتی داریم.

از خواهر خوبم مهدیس، سحر، مریم، فائزه و آقای" بابک " تشکر می کنم و التماس دعا دارم، دعا کنید خداوند توفیق بدهد کارهای بهتر با اشکالات کمتری انجام بدهم.

از انتقادهای "  زهرا، الهام ، لواءالزینب و یوزارسیف "هم تشکرمی کنم و امیدوارم کارهای بعدی را بهتر انجام بدهم . در ضمن باید عرض کنم اخلاق و رفتار شما منتقدین ، در این مدت برای من بسیار سازنده و عبرت انگیز بود.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 13:27  توسط فرج اله سلحشور   | 

توجه 1 :

با سلام خدمت مخاطبین عزیز وبلاگ

از دوستانی که نظرات ارائه می فرمایند اعم از موافق یا مخالف  استدعا می شود رعایت ادب و اخلاق را بفرمایند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 12:13  توسط فرج اله سلحشور   | 

عکس

fs
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 14:38  توسط فرج اله سلحشور   | 

بسمه تعالی

طرح اولیه ی مجموعه یوسف پیامبر(ع) در دوازدهم فروردین 76 نوشته شده و در همان سال هم خلاصه ی 28 قسمتی سریال در 28 صفحه تقدیم شبکه ی دو شد که مسکوت ماند . در سال 78 به دعوت آقای لاریجانی بنده قرارداد نگارش این سریال را با سیما فیلم بستم و از اول 79 تحقیق و نگارش آن به طور جدی آغاز شد. ابتدا با آقای منصور براهیمی استاد مسلم ادبیات نمایشی به عنوان مشاور مذاکره کردم که ایشان پذیرفتند و یک گروه تحقیق متشکل از آقایان ناصر غریب شاه ، آقای دکتر محمد قاسمی ، آقای علی داروور مترجم و محقق و حاج آقا محمد لنکرانی را دعوت به کار کردیم و هم زمان طرح اولیه مورد نقد و نظر و بازنگری قرار گرفت و سعی در دراماتیزه کردن و ایجاد جذابیت های نمایشی بدون دخل و تصرف در آیات و روایات و تاریخ صورت گرفت. خلاصه ی هر قسمتی که نوشته می شد یک روز در میان در هفته سه روز در حضور مشاور هنری آقای براهیمی و مشاوران مذهبی خوانده می شد وهم از نظر هنری مورد نقد و بررسی قرار می گرفت هم از نظر تطبیق با تفسیر و روایات.

لیست اسامی گروه تحقیق و نگارش :

نویسنده : فرج ا... سلحشور

مشاور ادبیات نمایشی: منصور براهیمی

مشاوران مذهبی : دکتر محمد قاسمی ، دکتر مهدی غفاری ، آقای لنکرانی

گروه تحقیق : مصطفی غریب شاه و علی داروور

گروه نقد و بررسی: قربان محمد پور ، اسرافیل علمداری ، علیرضا اسحاقی ، عباس طهماسبی ، غلامحسین دریانورد.

سریال یوسف پیامبر (ع) فاقد تحقیقات کافی است؟!!

گروه تحقیق تمامی تفاسیر شیعه را که به زبان فارسی بود استخراج و صحافی کردند و در اختیار نویسنده قرار دادند. تفاسیری از شیعه که به زبان عربی بود ترجمه شد و آنها هم به مجموعه ی تحقیقات اضافه شد . کتب روائی گوناگون و تاریخ و قصص الانبیاء به تعداد زیاد که لیست آنها در ذیل آمده تهیه و در دسترس نویسنده قرار گرفت. یکی از منابع تحقیق ما متون خارجی و اسطوره های مشابه داستان حضرت یوسف (ع) د ر ملل گوناگون بود که نزدیک به چهارصد صفحه ترجمه ی عربی و انگلیسی از اینترنت ترجمه شد.

مقطع تاریخی زندگی آمن هو تپ سوم و چهارم و سلسله تات موزیس ها از کتابخانه های مصر (الازهر) و لور پاریس بررسی و ترجمه شد. کتابهای زیادی از آثار باستانی مصر و تصاویر و مطالب تاریخی تهیه و ترجمه شد.

1

( سلسله تات موزیس ها مقطعی از تاریخ مصر است که حضرت یوسف(ع) در زمان چهارمین پادشاه از آن سلسله در زمان آمن هو تپ چهارم (آخناتون) به صدارت مصر رسید.) این مقطع کاملاً بررسی و اوضاع آن زمان از ابعاد گوناگون فرهنگی ، نظامی ، سیاسی ، اقتصادی ، کشاورزی و سلسله مراتب حکومتی و مسائل دربار مصر و مومیایی گری و غیره بررسی و علت وجودی واقعه ی یوسف (ع) در آن مقطع بررسی شد. یعنی باید نیاز علت حضور حضرت یوسف(ع) در مصر و مسائل و مشکلات موجود در مصر بررسی می شد تا علت بسیاری از مسائل و حواد ث روشن می گردید .

2

.مجموعه ی تحقیقات حضرت یوسف(ع) هشت هزار صفحه مطلب فشرده :

- تحقیق و تفسیر سوره ی حضرت یوسف(ع) ازتمامی تفاسیر شیعه.

-تحقیق داستان یوسف و یعقوب (ع) از تمام قصص ها ، تاریخ های انبیاء و داستانهای پیامبری

-تحقیق داستان یوسف و یعقوب (ع) از تاریخ های طبری یعقوبی ، بیهقی. کامل این اثر : ناسخ التواریخ بلعمی ، تاریخ تمدن

-تمامی روایات مربوط به حضرت یوسف(ع) از معصومین که در بهارالانوار آمده(در دوجلد)

-تمامی رومانهای مربوط به داستان حضرت یوسف(ع)

-دهها جلد تفسیر اهل تسنن و تفاسیر فرعی و مهم و کتب عهد عتیق و جدید

تحقیقات مذکور مدون و صحافی شده تحویل سیما فیلم شد و به اقرار مسئولین سیما فیلم تاکنون در مورد هیچ سریالی در این حد گسترده تحقیقات نشده و اینهمه مرتب و صحافی شده تحویل سیما فیلم نداده اند.

بسیاری نا آگاهانه از عدم تحقیقات کافی در سریال حضرت یوسف(ع) گله مند هستند. و بعضی هم آگاهانه سعی می کنند این تحقیقات گسترده را که در تاریخ تلویزیون بی سابقه بوده زیر سؤال ببرند. خداوند ناآگاهان به زحمات مذکور را آگاه و متصرفان را اصلاح کند. انشاءا...

مصطفی زمانی در نقش یوسف پیامبر (ع)

2

منابع مورد استفاده جهت تنظيم و تهيه

مجموعه « حضرت يوسف u »

1

قرآن کريم

28

تفسير جوامع الجامع(فضل بن حسن طبرسی)

2

نهج البلاغه

29

تفسير اثنی عشری(حسینی شاه عبدالعظیمی)

3

اصول کافی(ثقه الاسلام کلینی)

30

تفسير احسن الحديث(سید علی اکبرقرشی)

4

تحف العقول(حسن حرانی (ره))

31

تفسير برهان(سیدهاشم بحرانی)

5

علل الشراِيع(شیخ صدوق)

32

تفسير لاهيجي

6

عيون اخبار الرضا(شیخ صدوق)

33

تفسير کنزالدقائق

7

ميزان الحکمه(ری شهری)

34

تفسير شُبّر

8

بحار الانوار(علامه مجلسی)

35

تفسير انوار درخشان

9

تفسير الميزان (علامه طباطبائی )

36

تفسير گازُر(خواجه عبدا...انصاری)

10

تفسير قمی ( علی ابن ابراهيم )

37

تفسير قرطبی(ابوعبدا... قرطبی)

11

تفسير نور الثقلين(حویزی)

38

تفسير فرات کوفی

12

تفسير منهج الصادقين(ملافتح ا...کاشانی)

39

تفسير روان جاويد(آیت ا... ثقفی)

13

تفسير نمونه ( آية مکارم شيرازی )

40

تفسير ابوالفتوح رازی

14

تفسير سوره يوسف ( احمد طوسی )

41

تفسير جامع

15

تفسير مجمع البيان ( آية طبرسی )

42

روضة الکافی

16

تفسير تبيان (شیخ طوسی)

43

تفسيرآیت الله جوادی آملی

17

تفسير عياشی(ابونصرعیاشی)

44

تفسير الجوهر الثمين

18

تفسير روح البيان(اسماعیل بروسی)

45

کنز العمال(سیوطی)

19

تفسير نور ( محسن قرائتی )

46

نوادر راوندی

20

تفسير کاشف(علامه محمد جواد مغنیه)

47

لطايف الاشارات(قشیری)

21

تفسير و خاص تقريب القرآن(حسینی شیرازی)

48

حياة القلوب مجلسي

22

تفسير کشف الاسرار ( ميبدی )

49

اکمال الدين شيخ صدوق

23

تفسير الجوير الثمين

50

تاريخ ابن اثير

24

تفسير سوره يوسف ( ابوبکر عتيق نيشابوری )

51

تورات . عهد عتيق ( سِفر تکوين )

25

تفسير صافی(ملامحسن فیض)

52

نبرد ايمان و عشق ( عبدالحسين حائری )

26

تفسير اطيب البيان(عبدالحسین طیب)

53

احسن التواريخ ( آية ا... لواسانی)

27

تفسير کشف الحقايق(میر محمد علوی)

54

پيامبران ( جواد فاضل )

مصر

3

 

55

حدائق الحقايق (ملا مسکینی)

56

النص والاجتهاد ( سيد شرف الدين )

57

يوسف ( توماس مان )

58

سيره پيامبران در قرآن ( جوادی آملی )

59

تاريخ يعقوبی

60

تاريخ طبری ( جرير طبری )

61

تاريخ بلعمی

62

تاريخ انبياء ( رسولی محلاتی )

63

تاريخ انبياء ( عماد زاده ی اصفهانی )

64

تاريخ انبياء ( علامه مجلسی )

65

قصص الانبياء ( راوندی )

66

قصص الانبياء ( سيد نعمت الله جزايری )

67

تاريخ قصص قرآنی ( صدر البلاغی )

68

سيرالملوک و تاريخ انبياء (محمد جويری )

69

مستدرک سفينة البحار ( شيخ علی نمازی )

70

تاريخ جامع اديان ( علی اصغر حکمت )

71

جمال انسانيت ( صالحی نجف آبادی )

72

منتهی الآمال ( شيخ عباس قمی (ره) )

73

امالی شيخ صدوق

74

کشف الظنون ( حاج خليفه )

75

لطايفی از قرآن کريم (ميبدی )

76

داستانهای شگفت انگيز قرآن مجيد

 

77

منشور جاويد ( تفسير موضوعی )

78

مروج الذهب ( مسعودی )

79

ابياتی از ابو سعيد ابوالخير-فردوسی

80

ابیاتی از پروین اعتصامی- جامی

الهام حمیدی و لیلا بلوکات در یوسف پیامبر

4

بسمه تعالی

یکسال نقد و بررسی یوسف (ع) در سیما فیلم!

سریال حضرت یوسف(ع) در سال 81 در چهل قسمت و ده مجلد تقریباً دویست صفحه ای به اتمام رسید وجهت مطالعه به شورای سناریوی سیما فیلم تحویل گردید.

آقای لاریجانی به زیاد بودن قسمت ها اعتراض داشتند و از بنده قول گرفتند که قسمت ها را به 27 قسمت تقلیل دهم . بنده به شرط آنکه اعضای نقد و بررسی سیما فیلم بگویند کدام قسمت ها و کجاهای متن سریال کوتاه شود پذیرفتم. یازده ماه تمام درهفته دو تا سه جلسه در سیما فیلم با حضور آقای رضا بالا مسئول فرهنگی و پنج تن از برادران سیما فیلم و آقای براهیمی تشکیل شد و تمام چهل قسمت سریال مطالعه ومورد نقد و بررسی قرار گرفت و بخش هایی از آن اصلاح گردید و در نهایت نه تنها از متن سریال و تعداد قسمت ها کم نشد که مقداری هم اضافه گردید . و این نشان از استحکام متن داشت که به سادگی قابل تغییر و حذف و اضافه نبود. و به اقرار برادران سیما فیلم تا آن زمان هیچ متنی اینهمه وقت صرف مطالعه و بررسی آن نشده بود. چرا بزرگان متن حضرت یوسف (ع) را نخوانده اند؟ بعد از تصویب تصمیم گرفتم که متن را در اختیار اساتید و علما قرار دهم ولی به چند نفر که گفتم کسی فرصت و توان مطالعه ی ده جلد سناریوی دویست صفحه ای را نداشت. و این مطلب بسیار مهمی است که برخی سؤال می کنند کدام یک از بزرگان و علماغ متن شما را خوانده اند. پاسخ اینست که :

1- گروهی که ما برای نگارش انتخاب کردیم با تکیه به قرآن و اهل بیت و تفاسیر شیعه توان کمی نداشتند و می توانستند به خوبی از عهده ی کار برآیند.

2- مطالعه ی دو هزار صفحه متن کار آسانی نبود و کسی حاضر نبود آنرا موردمطالعه قرار دهد.

برآورد بودجه سریال

در سال 1382 قرارداد ساخت سریال چهل قسمتی حضرت یوسف(ع) بسته شد. برآورد بودجه ی سریال توسط چهار نفر از مدیران تولید و تهیه کنندگان آقایان محسن علی اکبری ، روح ا...برادری ، حبیب کاسه ساز و اردشیر ایران نژاد مبلغ شش میلیارد و دویست میلیون تا شش و نیم میلیارد بود در حالیکه در جلسه برآورد سیما فیلم برای ساخت این سریال عظیم دو و نیم میلیارد تومان در نظر گرفته شده بود که من یا باید این بودجه کم را می پذیرفتم که امکان نداشت با این مبلغ این سریال عظیم ساخته شود، یا باید رها می کردم و کار را یکی از کارگردانان موجود انجام می داد و یک نسخه یوسف و زلیخای عشقی دیگر به هفده نسخه قبلی که در دنیا ساخته شده بود اضافه می شد. بنده پذیرفتم به دو دلیل : اول اینکه امیدوار بودم که بتوانم کمبود بودجه آن را از مسئولین و خیرین و نهادها تأمین کنم و دیگر اینکه شورای برآورد سیما فیلم قول داد که روالی که در تلویزیون معمول است و اصلاح برآورد های مکرری برای هر کار صورت می گیرد برای این سریال هم در نظر بگیرند.

سریال حضرت یوسف (ع) به لحاظ داشتن متن کامل ( که تقریباً همه سریالها فاقد آن هستند ) به سهولت می توانست ارزیابی ، برنامه ریزی و برآورد شود.

زمان تقریبی برای فیلمبرداری 30 ماه در نظر گرفته شد که در پایان به علت اضافه شدن پنج قسمت به چهل قسمت سابق سی و دو ماه طول کشید که این سرعت فیلمبرداری و دقت برنامه ریزی به اقرار مسئولین صدا و سیما در هیج سریالی تا کنون نبوده . سریالهای مشابه با حجم مشابه یا کمتر، با زمانی تقریباً دو برابر تصویر برداری شده اند.

این سریال بیش از دویست بازیگر دیالوگ گو با نقشهای کوتاه و بلند دارد که قرارداد همه آنها تقریباً در اوائل کار بسته شد و در زمان برنامه ریزی شده کار خود را آغاز و طبق برنامه کارشان به پایان رسید.

5

بودجه برآورد شورای برآورد سیما فیلم دو و نیم میلیارد تومان بود که بنده سعی کردم با مراجعه به نهاد ها و مسئولین کمبود شش و نیم میلیارد تومانی را تأمین کنم. مقداری از آنرا از طریق وزارت بازرگانی ، شهرداری ، سپاه ، ریاست جمهوری ، نیروی انتظامی و دیگر مراکز تأمین کنم و بعضی از آقایان مغرض و بیمار دل این کار را تعبیر به پورسانت کرده اند و در سایت های خود چنین آورده اند که من برای هرکس که پورسانتی جور کند ده درصد حق الزحمه تعیین کرده ام. قیامت دور نیست!!!!! و این بیچاره ها چگونه جواب خواهند داد؟

با همه تلاشی که صورت گرفت نتوانستیم کمبود بودجه را از طرقی که ذکر شد تأمین کنیم . چهار میلیارد مبلغ کمی نبود . به اجبار طریق دوم را که تقاضای اصلاح برآورد بودجه بود دنبال کردم. به اجبار به خاطر منظم نبودن پرداخت اقساط و تقاضای برآورد مجدد ، مجموعه حضرت یوسف (ع) برای مدت یک ماه تعطیل شد و پس از برآورد جدید چهارو نیم میلیارد تومان دوباره فیلمبرداری آغاز شد و بدون کمترین توقف ساخت سریال ادامه یافت و در اواخر کارهم بار دیگر تقاضای اصلاح برآورد کردیم که در نهایت با 200/6 میلیارد موافقت شد یعنی همان برآوردی که از ابتدا چند تن ازمتخصصین برآورد کرده بودند . ما و مسئولین سیما فیلم بعد از سه سال به آن رسیدیم.

یوسف پیامبر (ع)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 12:17  توسط فرج اله سلحشور   |